تبليغاتX
شاخصه های دینداری
شاخصه های دینداری
ویژگیها وشاخصه های دینداری وپاسداری 
قالب وبلاگ

شاخصه هاي عرفان واقعي

شناخت ويژگي ها و شاخصه هاي عرفان حقيقي ما را به گوهر شناساني تبديل مي كند كه با ابزارهايي كه در اختيار دارند مي توانند گوهر اصل را از گوهرنما به آساني تشخيص دهندو در نتيجه به دام فروشندگان تقلبي گرفتار نشوند.به همين دليل معيارهايي را براي باز شناسي عرفان حقيقي از عرفان دروغين ارائه مي دهيم:

1.نيل به كمال

هدف نهايي عرفان واقعي رسيدن به كمال و قرب الهي و رؤيت و شهود حضور خداوند است.عرفان حقيقي برخلاف بسياري از معنويت هاي جديدكه «شادي و نشاط و اميد به زندگي»را هدف نهايي خود مي دانند،خود را اسير اهدافي ابزاري نكرده است و تحصيل اينها را تنها در سايه ي«قرب الهي»مي داند و معتقد است:«الا بذكر الله تطمئن القلوب».[1]

در عرفان حقيقي انسان به معرفتي مي رسد كه بي واسطه است.معرفتي كه با آن،انسان با دل خويش و تمام وجود خداوند را بيابد.اين معرفت همان چيزي است كه در زبان آيات و روايات به «تدركه القلوب بحقايق الايمان»[2] و نظاير آن تعبير شده است. اين شناخت داراي مراتب بسياري است و برخي از بندگان شايسته ي خداوند و در صدر آنان پيامبر(صلي الله عليه و آله)و ائمه اطهار(عليه السلام)به عالي ترين مراتب چنين معرفتي دست يافته اند.

2.مطابقت با فطرت

از ويژگي هاي عرفان حقيقي اين است كه با فطرت انسان و اميال فطري او كاملاً هماهنگ و سازگار است؛زيرا اصل و ريشه ي حقيقت و عرفان كه«قرب الهي»است از...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 20:59 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

صداقت و امانت، نشانه دين داري !

نشانه دین، عادت به نماز است یاصداقت؟
سید عباس حسینی قائم مقامی

حدیث :
عَنْ أَبِی طَالِبٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:« لَا تَنْظُرُوا إِلَى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ شَیْ‏ءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِكَ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ حَدِیثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِه‏.»
اصول كافی (كتاب الایمان والكفر، باب الصدق و أداء الأمانة ، ح 12)

ترجمه :
امام صادق (ع) می فرماید :
[برای شناخت نیكی و درستكاری كسی] به ركوع و سجده طولانی او نگاه نكنید زیرا چه بسا این ركوع و سجده طولانی، چیزی است كه آن شخص به آن اعتیاد پیدا كرده است. در این صورت اگر آن را ترك نماید،[به دلیل ترك عادت] وحشت زده [ و پریشان حال] گردد. اما [برای شناخت نیكی و درستكاری]، به راستگویی و رعایت حقوق دیگران و ادای امانت اش نگاه كنید [و آن را معیار و ملاك قرار دهید.]
بیان :
1 – روایت با این سند، گرچه مرفوع است اما مضمون آن با اسناد دیگری نیز روایت گردیده است.
در این حدیث شریف نكات بس مهم و هشدار دهنده ای وجود دارد كه به برخی از آنها اشاره می شود:
امانت از ریشه «امن» و منظور از آن هر چیزی است كه انسان را نسبت به آن، امین و مورد اطمینان دانسته اند. به همین دلیل اگر كسی مال خود را جهت محافظت و نگهداری به دست كسی می سپرد، آن مال را« امانت» می نامند. پس مفهوم امانت بسیار كلی و عام است و شامل همه حقوقی است كه انسان مسئولیت ادای آنها را دارد. بنا براین هر ...


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم مهر 1390 ] [ 10:59 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

ملاك ها و معيارِهای  دوست داشتن!!!

دوستان عزیز!! به نظر شما، آيا براي دوست داشتن، ملاك و معيار لازم است یا خیر؟ اگر ملاک و معیار را لازم می دانید، شما چه ملاک ها و معیارهایی را پیشنهاد می کنید؟ راستي تا حالا دقت كرده ايم كه خداوند چه كساني را دوست دارد؟ به راستي! دوستان خدا، از چه شاخصه‌هاي برخوردار بوده‌اند كه به سعادت دوستي با خدا نائل شده‌اند؟ دوست داريد اين شاخصه ها را بدانيد؟!!!

قرآن كريم اين شاخصه‌ها و معيارها را اينگونه بر مي‌شمرد:

1) نيكوكاري:

«وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»[1] نيكى كنيد، كه خداوند، نيكوكاران را دوست مى‏دارد.

2) وفاي به وعده و پرهيزكاري:

«مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقى‏ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»[2] كسى كه به پيمان خود وفا كند و پرهيزگارى پيشه نمايد، (خدا او را دوست مى‏دارد، زيرا) خداوند پرهيزكاران را دوست دارد.

3) استقامت داشتن:

«وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»[3]  خداوند استقامت كنندگان را دوست دارد

4) به خدا توكل نمودن:

«فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»[4] بر خدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.

شاخصه های دیگری نیز وجود دارد که برشمردن همه آنها مجال دیگر می طلبد.


[1] . بقره 195. [2] . آل عمران76. [3] . آل عمران 146. [4] . آل عمران 159. 

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 14:46 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

 1. خداشناسي و خداباوري

مستندات

الف ـ آيات

1. وَ اذْ اخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ اشْهَدَهُمْ عَلي‏ اَنْفُسِهِمْ الَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلي‏ شَهِدْنا اَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَهِْْ انَّا كُنَّا عَنْ هذَا غَافِلينَ. (اعراف: 172)

و (به‏خاطر بياور) زماني را كه پروردگارت از صُلب فرزندان آدم، ذريّه آنان را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آري، گواهي مي‏دهيم (چنين كرد تا مبادا) در روز رستاخيز بگوييد: ما از اين غافل بوديم (و از پيمان فطري توحيد بي‏خبر مانديم)

2. الَّذينَ امَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ اَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب. (رعد: 28)

آنان كه به خدا ايمان آورده‏اند و دلشان با ياد خدا آرامش مي‏گيرد. آگاه باشيد! كه تنها با ياد خدا دلها آرامش مي‏پذيرد.

3. اللَّهُ الَّذي‏ خَلَقَ سَبْعَ سَمََوََاتٍ وَ مِنَ الْارْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْامْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا اَنَّ اللَّهَ عَلي‏ كُلِّ شَي‏ءٍ قَديرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَي‏ءٍ عِلْماً. (طلاق: 12)

خداوند كسي است كه هفت آسمان را آفريد و از زمين نيز همانند آن را. فرمان او پيوسته در ميان آن‏ها نازل مي‏شود. اين براي آن است كه بدانيد خداوند بر همه چيز تواناست و اين‏كه علم او بر همه چيز احاطه دارد.

ب ـ روايات

1. حضرت علي† :

اَوَّلُ الدينِ مَعرِفَتُهُ وَ كَمالُ مَعرِفَتِهِ التَّصديقُ بِهِ وَ كَمالُ التَّصْديقِ بِهِ تَوحيدُهُ وَ كَمَالُ تَوحيدِهِ الاِخلاصُ لَهُ.[1]

آغاز دين، شناخت خدا است و نهايت شناخت او، تصديق ذات او است و كمال تصديق او اعتقاد به يكتايي اوست و انتهاي توحيد او اخلاص براي اوست.

2. همان حضرت† :

مَعْرِفَهُْْ اللَّهِ سُبْحانَهُ اَعْلَي الْمَعارِفِ.[2]

شناخت خداوند سبحان بالاترين شناخت‏ها است.

3. و نيز مي‌فرمايد:

أَصْلُ مَعْرِفَهِْْ اللَّهِ تَوْحِيدُهُ.[3]

پايه خداشناسي توحيد است.

ج ـ رهنمودها

امام خميني€ :

مباحث مبدأ و معاد و مقاصد ربوبيّات از ايمان باللَّه
و كتب و رسل و ملائكه و يوم الآخره، و أهمّ و عمده مراتب سلوك نفساني و بسياري از فروع احكام از قبيل مهمّات صلاهْْ و حج، به اين مقصد [توجّه دادن فطرت به کمال مطلق] مربوط است، يا بي‏واسطه يا با واسطه.[4]

مقام معظم رهبري:

هر گروهي براي اهدافي كه به آن ايمان دارد كار كند، خداي متعال كمك و مددش خواهد كرد. اگر گروهي مؤمن به خدا باشد، آن وقت در آويختن با آن و شكست دادنش ده برابر مشكل­تر هم مي‌شود.[5]


 



[1] . نهج‏البلاغه، فيض‏الاسلام، خطبه 1، انتشارات فيض‏الاسلام‏.

[2] . غررالحكم و دررالكلم، ج 6، ص 148، انتشارات دانشگاه تهران.

[3] . تحف‏العقول، ص 65.

[4] . شرح حديث جنود عقل و جهل، متن، ص 79.

[5] . بيانات در خطبه‌هاي نماز جمعة تهران، 16/1/1381.

[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 7:19 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

 1. معرفت و ايمان

تبيين

منظـور از ايمـان آن است كـه انسـان بـه خـدا، ملائکـه،
پيامبران، معاد و آنچه ازسوي خدا فرود آمده، اعتقاد راسخ
پيدا كند و آن را از دل و جان خويش باور داشته باشد و از آن پيروي كند.

مستندات

الف ـ آيات

1. قالَتِ الْأَعْرابُ امَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا اَسْلَمْنا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْايمانُ في‏ قُلُوبِكُمْ. (حجرات: 14)

باديه نشينان (به رسول خدا) گفتند ايمان آورديم.
(اي پيامبر! به آنان) بگو: شما ايمان نياورده‏ايد و ليكن بگوييد اسلام آورديم و ايمان هنوز در دل شما وارد نشده است.

2. انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ اذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ ‏وَ اذا
تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ ايماناً وَعَلي رَبِهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.
(انفال: 2 ـ 4)

مؤمنان حقيقي، فقط كساني هستند كه وقتي ياد خداوند به ميان آيد، دلهايشان از ترس بتپد و وقتي آيات الهي برايشان تلاوت شود، ايمانشان زيادتر گردد. آنان كه بر پروردگار خود توكل مي‏كنند.

ب ـ روايات

1. امام علي† مي‌فرمايد:

أَلْايمانُ مَعْرِفَهٌْْ بِالْقَلْبِ وَإِقْرارٌ بِاللِّسانِ وعَمَلٌ بِاْلْأَرْكانِ.[1]

ايمان شناختي است با قلب، اقراري است ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 7:9 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

3. محاسبه

گام سوم حساب‌‌کشي در پايان روز و هنگام خوابيدن است. رسول خدا… فرمود:

لاََ يَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتََّي يُحََاسِبَ نَفْسَهُ اَشَدَّ مِنْ مُحََاسَبَهِْْ الشَّريِِکِ شَريِِکَهُ.[1]

بنده مؤمن (واقعي) نيست تا اينکه از خود حساب بکشد بيش از آنچه شريکي از شريکش حساب‌کشي مي‌کند.

در اين مرحله بايد همة کارهاي خرد و کلان خود را به طور دقيق وارسي کند، دخل و خرج مادي و معنوي خود را بسنجد؛ اگر سود برده خدا را سپاس گويد و اگر زيان‌ديده ـ به ويژه در کسب معنويت و کمال ـ بر حال خود بگريد و بي‌درنگ به اصلاح و جبران آن بکوشد و در برنامه خود بگنجاند.

واقعة مهمي که در اين مرحله رخ مي‌دهد «تسويف» نفس اماره و شيطان است؛ به اين معنا که به او القا مي‌کند که خيلي بر خود سخت نگيرد؛ چرا که سالها براي جبران کردن باقي است، امروز نشد فردا، اين ماه نشد ماه آينده؛ درحالي‌که خداوند دستور داده است:

وَسَارِعُواْ إِلَي مَغْفِرَهْْ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّهٍْْ... . (آل‌عمران: 133)

براي نيل به آمرزش پروردگارتان و بهشت بشتابيد.

و امام صادق† فرمود:

تَأْخيِِرُ التَّوْبَهِْْ اِغْتِرََارٌ وَ طُولُ التَّسْويِِفِ حَيْرَهٌْْ.[2]

پس انداختن توبه، خودفريبي و امروز و فردا کردنِ طولاني، ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 7:1 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]

مفهوم‌شناسي محاسبه نفس

محاسبه از روشهاي اساسي تربيتي است كه بدان توصية فراوان شده است. محاسبه در لغت به معناي اشراف و اطلاع
به قصد آزمودن است كه در فارسي از آن به «رسيدگي»
تعبير مي‌شود.

محاسبه، حسابرسي و بازنگري نسبت به گذشته است كه بايد هفت مورد در آن مراعات گردد: 1. تقدير و اندازه‌گيري؛ 2. اصل مسئوليت‌پذيري؛ 3. اصل بقاي عمل؛ 4. اصل ثبت اعمال؛ 5. اصل حسابرسي و بازخواست؛ 6. اصل مجازات
و بازتاب عمل؛ 7. اصل توبه و جبران. که قرآن كريم نيز اين مراحل را بيان كرده است.

مرحوم نراقي در جامع السعادات مي‏فرمايد: «محاسبه عبارت است از اين‏كه انسان در هر شبانه روز يك وقتي را معين كند كه به حساب نفس خويش برسد كه چه اعمالي را انجام داده و طاعت‏ها و گناهانش را موازنه و سنجش نمايد
و نفس خويش را سرزنش كند اگر در طاعت الهي تقصير نموده يا مرتكب معصيت شده، و شكر نمايد خداوند را اگر واجبات را انجام داده و معصيتي از او صادر نشده و شكر زيادتري نمايد اگر موفق به بعضي اعمال خير و مستحبي شده است و مراقبه آن است كه هميشه ملاحظه كند ظاهر و باطن خود را تا اين‏كه اقدام به معاصي نكند و واجبات از او ترك نشود تا اين‏كه در موقع محاسبه ملامت و ندامت متوجه
او نشود.»[1]

اين واقعيت که انسان موجودي است که مي‌تواند افزون بر تأثيرگذاري در رفتار و کردار ديگران، خود را نيز ارزيابي کرده، تشويق کند، تنبيه نمايد، توبيخ کند و... ، از الطاف خداوند است.

مسألة خود ارزيابي ارتباطي تنگاتنگ با اعتقاد و ...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 6:57 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]
شاخص دین‌داری
خلاصه: عن النبی‌(ص) انه قال‌(ص) لاتنظروا الی کثرة صلواتهم و صیامهم و کثرة الحج و کثرة المعروف و طنطنتهم باللیل، انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانة؛ پیامبر‌(ص) فرمود: (در شاخص دین‌داری) به زیادی نماز و روزه و حج و خیرات و به ناله‌های شبانه آنان منگرید، بلکه به راست‌گفتاری و امانت‌داری آنان بنگرید

شاخص دین‌داری
عن النبی‌(ص) انه قال‌(ص) لاتنظروا الی کثرة صلواتهم و صیامهم و کثرة الحج و کثرة المعروف و طنطنتهم باللیل، انظروا الی صدق الحدیث و اداء الامانة؛
پیامبر‌(ص) فرمود: (در شاخص دین‌داری) به زیادی نماز و روزه و حج و خیرات و به ناله‌های شبانه آنان منگرید، بلکه به راست‌گفتاری و امانت‌داری آنان بنگرید.
دو شاخص «صدق الحدیث» و «اداء الامانة» در روایات بسیار زیادی به عنوان مهم‌ترین شاخص دین‌داری و تقوا و پاکی ذکر شده است.
اما روایت فوق که نقل‌های متعددی دارد و به صورت «سلسلة الذهب» از امام رضا نقل شده است و ایشان از پدرانشان از پیامبر نقل کرده‌اند به این نکته اشاره دارد که رفتارهای ظاهر مذهبی اگر همراه با این دو شاخصه نباشد اصولاً معیار ارزیابی انسان نیست.
امروزه جامعة ما دچار بحران است. کسانی پیدا شده‌اند که از دین‌داری دم می‌زنند، ظاهر مذهبی دارند، اهل مسجد و روضه و نماز جماعت و نماز جمعه و عمره و کربلا و... هستند، در ساخت حسینه و مسجد و اطعام و ... فعالند، اما به راحتی دروغ می‌گویند و در امانت خیانت می‌کنند، خصوصاً امانتی چون بیت المال. گویا اعتقادشان آن است که آنچه مهم است انجام اعمال عبادی فردی و آداب ظاهری دین است. در حالی‌که آنان به قول واقع صادق نبی اکرم‌(ص) دین‌دار نیستند.
صدق الحدیث (راست‌گفتاری) و امانت‌داری(پاک دستی) مفهوم گسترده‌ای است که زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی و سیاسی را در بر می‌گیرد.
دین‌دار واقعی، علی‌(ع) بود که حاضر نشد برای به‌دست آوردن خلافت پس از خلیفة دوم یک دروغ (حتی توریه آمیز) بگوید و قول رعایت سیرة شیخین در حکومت را بدهد.مسئله ای که اعتقادی به آن نداشت و بعداً نمی‌خواست بدان عمل کند.
آیا ما دیندار هستیم؟!!

[ دوشنبه چهارم مهر 1390 ] [ 9:8 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]
تبيين شاخصه هاي پاسداري در گفتگو با حجت الاسلام علي شيرازي

بايد از اوصاف پاسداري، پاسداري كنيم

سالروز ميلاد حضرت اباعبدالله الحسين(ع) كه از سوي امام خميني(ره) به عنوان روز پاسدار نامگذاري شده، يادآور شجاعت ها و رشادت ها، ايثار و از خودگذشتگي و ايمان و معرفت الهي پاسداراني بود كه با تمسك به سيد و سالار شهيدان در راه دفاع از انقلاب اسلامي، ميهن بزرگ و مردم شريف ايران تا پاي جان ايستادند. به بهانه روز پاسدار در گفتگويي كوتاه با حجت الاسلام علي شيرازي مسئول نمايندگي ولي فقيه در نيروي دريايي سپاه به بازتعريف پاسداري و بررسي شاخصه ها و ويژگي هاي پاسداران انقلاب اسلامي پس از گذشت قريب 28 سال از عمر پربركت نهاد مقدس سپاه پرداختيم كه ماحصل آن را مي خوانيد:

به عنوان اولين سوال بفرماييد از ديدگاه شما پاسدار چه كسي است و چه مشخصه هايي دارد؟
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نهادي شكل پذيرفته از رشادت، خودباوري، ايثارگري، ايمان، تعبد، خدامحوري و روحيه شهادت طلبي براي پاسداري از ارزش ها، انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن است. پاسدار عضوي از اين مجموعه است. پاسداران مجموعه اعضاي سپاهند. هر عضو اين مجموعه داراي ويژگي هاي برجسته اي است كه در پرتو آن اوصاف برجسته، توانايي پاسداري از انقلاب اسلامي و ارزش ها را دارد. برخي از صفت هاي يك پاسدار عبارتند از: ايمان، تقوا، امانت داري، پاكدامني، بصيرت، هوشمندي، تعبد، اخلاص، بي اعتنايي به زخارف دنيوي، متخلق به اخلاق نبوي و رفتار علوي، اهل منطق و ثواب، داراي شور و حال عارفانه، آشنا به حدود الهي و عامل به آن حدود، آمر به معروف و ناهي از منكر، غيور و غيرتمند، شجاع و شهادت طلب، آماده فداكاري، كارآمد، انقلابي، متواضع، فروتن، اهل نافله و ذكر و دعا و نيايش، اين اوصاف از يك عضو سپاه، فردي مدافع حق و حقيقت مي سازد كه قادر است از انقلاب و دستاوردهايش دفاع كند، در مقابل هر خائن و طغيان گر و فزون طلب و مستكبر بايستد و دشمنان داخلي و خارجي را به وحشت اندازد.
در يك جمله كوتاه بايد گفت: پاسدار كسي است كه داراي اعتقاد و معرفت عميق ديني و رشد معنوي است. از درك و بينش بالاي سياسي برخوردار است. قدرت تحليل مسائل سياسي، اجتماعي و مذهبي را دارد و برگرد محور ولايت، چونان پروانه اي كه گرد شمع مي چرخد، در حركت است و شرعا و قانونا مطيع فرماندهي كل قوا و رهبر معظم انقلاب است.
چنين شخصي مدافع حق و ياور دين است. خدامحور است، ولايت مدار است، عاشق مرگ سرخ و فدايي پيامبر اعظم(ص) است.

برخي معتقدند كه سپاه و پاسداران امروز با پاسداران سال 57 و دوران دفاع مقدس تفاوت هاي زيادي دارد، نظر شما در اين باره چيست؟

در هر دوراني از انقلاب اسلامي، انسان هايي در سپاه بوده اند كه حقيقتا بايد آنان را مصداق تعريف پاسداري شمرد. امروز نيز كم نيستند انسان هاي عاشقي كه حضورشان در سپاه با هدف صيانت از ارزش ها و دفاع از ولايت و حفظ جمهوري اسلامي ايران است. مسلما در هر محيطي، افرادي وارد عرصه ريزش مي شوند و هم زمان با رويش انسان هاي برجسته، راه براي الگوگيري تعدادي از آنان هموار مي گردد تا انسان ها مختارند و معصوم نيستند، ريزش وجود دارد. نمي توان گفت سپاه امروز با سپاه ديروز، هيچ تفاوتي ندارد. حفظ معنويت هر پاسدار در پهنه جداي از نبرد و جنگ، نياز به جهاد ي اكبر دارد كه حقيقتا كار دشواري براي فرد و مجموعه هدايت كننده سپاه، خصوصا مسئولان فرهنگي و معنوي است. كار اعتقادي و بصيرتي و معنوي بايد بيش از وضعيت تلاش موجود باشد. آدمي در مسير كمال حد نمي شناسد و هرچقدر تلاش جدي تر و مخلصانه تر گردد، رشد معنوي مجموعه بيشتر است. اما امروز هم كم نيستند افرادي كه با خودسازي، خودرا براي ميدان هاي دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن مهيا كرده اند. و دقيقا به همين علت دشمنان هنوز از سپاه و پاسداران مي هراسند. و براي برچيدن بساط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تلاش مي كنند. يكي از تلاش هاي دشمنان، بيرون راندن پاسداران از ميدان ايمان، تقوا، تعبد، اخلاص و دوري از زخارف دنيوي است. وضعيت كشور نيز در دوران پس از جنگ، به علت رويكرد به اقتصاد، حركت به سمت پول و مقام و قدرت است. سپاه عضوي از مجموعه نظام است و نمي تواند از اين آفت به دور باشد. اما كارهاي مفيدي براي صيانت مجموعه سپاه انجام شده است و وضع امروز كشور نيز راهي به سوي ساده زيستي و توجه به ارزش ها را تبليغ مي كند.
بايد با فعاليت گسترده فرهنگي و معنوي، راه رشد هر پاسدار را ترسيم كرد تا سلاح ايمان، كه كارسازترين سلاح هر پاسدار است را برنده تر نمود.
اين بيان بدان معنا نيست كه در دوران گذشته و زمان دفاع مقدس، براي شكستن ايمان پاسداران و رزمندگان تلاش نمي شد. ميدان شهادت و جراحت و اسارت و جانبازي، ياد مرگ و قيامت را زنده مي كرد و انسان ها در ميدان باور، رشد فزاينده اي داشتند. امروز كار سخت تر است؛ و چه بسا در زماني ريزش ها قوي تر باشد. اما در مجموع «سپاه»، هويت اسلامي، انقلابي، خدامحوري وولايت مداري خود را حفظ كرده است اگرچه بايد در اين پهنه قوي تر شود و ما هم بر اين باوريم. بايد همه اعضاي جديد سپاه، از همت و كلاهدوز و ميثمي و زين الدين و خرازي و باكري و كريمي و محلاتي الگوگيري نمايند. اين حركت نياز به جهادي گسترده دارد كه ما امروز بدان فكر مي كنيم و اميدواريم بتوانيم راه حسيني ماندن را بهتر ترسيم نماييم.

حضرت امام خميني(ره) در ديدارهاي خود با پاسداران و پيام هايشان به اين قشر همواره بر پاسداري از پاسداري تاكيد داشتند، به نظر شما براي تحقق اين انتظار امام راحل(ره) چه بايد كرد؟

پاسداري از پاسداري، يعني عمق بخشي اعتقادي، رشد معرفتي و بصيرتي و تحكيم ارتباط پاسداران با ولايت. پاسداري از پاسداري، يعني ترسيم زمينه رشد اوصاف هر پاسدار براي دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن. صفت هاي هر پاسدار را در پاسخ سوال اول برشمرديم. اگر بخواهيم پاسدار، پاسدار بماند، بايد از اوصاف او پاسداري كنيم. نگذاريم به ايمان و تعبد و شجاعت و تقوا و تواضع و غيرت و ايثار و روحيه شهادت طلبي و ذكر و نماز شب و حال عارفانه و شور حسيني و رفتار علوي و خلق و خوي محمدي او خدشه وارد شود.
اگر متوليان امور روحاني هر پاسدار، تمام تلاش خويش را براي تقويت اين صفت ها وارد عرصه نمايند، يقينا پاسداري از پاسداري تحقق پيدا مي كند.
هرچقدر آن متوليان، خود در عرصه عمل و تطبيق گفتار و كردار رشد داشته باشند، پاسداري از پاسداري زنده تر مي شود. به نظر من روز تولد هر پاسدار، روز پاسدار است. اين همزماني، معناي گسترده و بزرگي دارد. الگوي ما پاسداران، حسين بن علي(ع) است. بايد اوصاف آن بزرگوار، در وجود هر پاسداري، آذين بخش سفره كمال پاسداران باشد. مسئولان و فرماندهان هم بايد تمام هم خود را براي تربيت چنين افرادي به كار گيرند. اگر آنان به درستي به تكليف خود عمل كنند، از پاسداري، پاسداري كرده اند.
ما معتقديم كه در دفاع هشت ساله، ايمان بر ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثي غالب شد. ما معتقديم حزب الله لبنان، با قدرت ايمان بر ارتش مجهز رژيم اشغالگر قدس غلبه يافت و پيروز شد. ما اين اعتقاد را از قرآن و سيره انبياي الهي و اوليا گرفته ايم و معتقديم در هر زماني، ايمان و توكل بر خدا، عامل شكست دشمنان دين و پيروزي جنود الهي است و براي فتح در هر ميدان، نيازمند تقويت ايمان و تقوا و توكل و خدامحوري و ولايت مداري هستيم. بايد اين حقيقت را رشد داد و حفظ كرد. بايد اين اوصاف را در پاسداران نگاه داشت و توسعه داد. پاسداري از پاسداري به همين معناست. بايد تلاش شود كه هر پاسدار با اين اوصاف در سپاه بماند. هر كس از اين صفت ها جدا شود، ديگر پاسدار نيست و اگر سعي كنيم روز به روز هر فرد از سپاه در اين پهنه و ميدان رشد كند، از پاسداري، پاسداري كرده ايم و هر چقدر كاهلي داشته باشيم و در مسير خدمت به سپاه كم بگذاريم، پاسدار خوبي براي صيانت از پاسداري نبوده ايم.
وظيفه ما امروز سنگين است. تكليف بزرگي بر دوش داريم. در جاي مهمي، مسئوليت گرفته ايم. توانايي ما بيش از تلاش امروز ماست. ما مي توانيم بيش از اين خدمت كنيم. بايد تلاش ما در حدود بهره برداري ما از نعمت هاي الهي در جهان امروز و در جمهوري اسلامي ايران باشد.
بايد اذعان نماييم كه بهره برداري از ما بيش از بهره دهي است. ما در دفاع مقدس سوگند خورده ايم كه سلاح مجاهدان في سبيل الله و شهداي عاشق دين و ديانت را بر زمين نگذاريم. سلاح آنان ژ-3 و كلاشينكف و تيربار و تانك و توپ تنها نبود. در دست هر مجاهد و شهيدي قرآن قرار داشت؛ يعني از دين و ارزش ها و اخلاق الهي پاسداري كنيد. يعني به دستورات قرآن عمل كنيد. ما به شهدا قول عمل به سنت نبوي و علوي و حسيني را داده ايم و بايد بر اين تعهد خود پاي بفشاريم و با تمام وجود ادامه دهنده راه آن عزيزان باشيم.
امروز فرزندان شهدا، چشم به كردار و گفتار ما دوخته اند. 20 سال درد و رنج جدايي از پدر را تحمل كرده اند. جانبازان، سال ها در ميان سختي ساخته اند تا دستاوردهاي انقلاب اسلامي بماند. آن دستاورد ها بدون پاسداران شايسته باقي نمي مانند.
بايد پاسدار شايسته شويم و پاسدار شايسته بسازيم تا بتوانيم مدعي پاسداري از پاسداري و دفاع از ارزش ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي باشيم.
خدايا چنان كن سرانجام كار
تو خشنود باشي و ما رستگار

[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 21:38 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]
خصلت آدمهای دروغگو

افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از

1 چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند

2 گاهی اوقات افراد دروغکئ بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.

3 وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.

4 فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.

5 در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.

6 آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.

7 آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.

8 هنگامی که سعی دارید در مورد موصضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوئض می کنند.

9 حتی سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.

10 اگر می خواهید مطمئن شوید مه او دروغ کفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مظالب متفاوت تعریف کند.

11 اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.

12 آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.

13 افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.

14 تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.

15 خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است

16 آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند. نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گته حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند
[ پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390 ] [ 16:4 ] [ سیدغلامعباس طاهرزاده ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

امکانات وب